محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
899
آثار عجم ( فارسى )
مهرهاى منگنهء رنگين و بيرنگ را كه خطّش برجسته باشد نيز در كمال استادى عمل مىآورد . از شيوهها ، شيوهء ميرعماد پذيرفته و از جناب قدسى تعليم گرفته [ است ] . ساعتساز : - ميرزا ابو القاسم ؛ به دقايق اين صنعت ، استادى هنرمند و نيكوست ؛ شكست و بست ساعت صحن حضرت شاهچراغ با اوست . صحّاف - ميرزا محمّد حسين و ميرزا محمّد رضا ؛ ايضا ، اخوان مذهّبباشى مذكورند ؛ صحّافان كتب و دفاترند و در اين صنعت ، ماهر . [ 552 f ] زرگر و شبه آن و ما يتعلّق به : - ميرزا احمد زرگر « 1 » ؛ در اين حرفه هنرور است . با وجود اينكه جوان و خردسال است ، از پيران سالخورده ، در صنعت خويش استادتر است . - دواتگر : حاجى عبد الرّحيم ؛ دواتگرى قابل است و در اين عمل ، كامل . - مرصّعكار : آقا محمّد على ، ابن كربلايى محمّد شفيع . - قلمزن : آقا محمّد اسماعيل ؛ صانعى است بىبديل . تفنگساز : در شيراز بسيارند و هر جزيى از تفنگ و نحو آن را ، كسى استاد است . - لولهساز و چخماخ « 2 » ساز : ميرزا غلامحسين . - قنداقساز : ميرزا غلام على ؛ اينها ولدان حاجى محمّد اسمعيلند كه او نيز در اين فن ، ماهر بوده [ است ] . چاقوساز : استاد عبّاس على ؛ در ساختن چاقو چنان است كه عملش را با كارهاى خوب فرنگستان فرق نتوان نمود . نجّار : منحصر است به استاد محمّد جعفر و استاد محمّد رحيم ؛ مانند نجّارهاى ماهر فرنگستان ، صنعتنمايى مىكنند و مرجع فرنگيهاى اين ملكند .
--> ( 1 ) . ميرزا احمد ، برادر ميرزا نصر اللّه زرگر ، « طاير » تخلّص است كه ذكرش مىآيد . ( 2 ) . چخماخ : معروف است و به تركى آن را چقماق گويند .